من : بی بی سی پرشین هم قطع شده مادر جون !
مادر بزرگم : چی ننه جون ؟ بی بی سینش قطع شده ؟
من : نه بابا بی بی سی قطع شده و نمیشه دیگه دیدش !
مادر بزرگم : الهی ننه کور بشی تو سینه بی بی رو چرا نیگاه میکردی خوب !
از روزم می نویسم
من : بی بی سی پرشین هم قطع شده مادر جون !
مادر بزرگم : چی ننه جون ؟ بی بی سینش قطع شده ؟
من : نه بابا بی بی سی قطع شده و نمیشه دیگه دیدش !
مادر بزرگم : الهی ننه کور بشی تو سینه بی بی رو چرا نیگاه میکردی خوب !
من : آقا چرا میزنی ؟
اون : خفه شو مادر قحبه
من : میگم چرا میزنی ؟
اون : چون نفس میکشی !
من : ( در حال کتک خوردن ) خوب پس باید بمیرم ! خوب آزادی میخوام
اون : خوب توله سگ همین که زنده ای یعنی آزادی دیگه !!
چه جالب به این نحسی نمیشد !
دوست : آقا خبر های جدید این انتخابات ریاست جمهوری دهم رو برای من بفرست میخوام بدونم
من : چی میخوای بدونی
دوست : همه چی رو
من : همین رو بدون که رفت بهمون تا دسته
دوست : وااااااااااااااااااااااااای
من : به کی رای میدی ؟
اون : به آلت تناسلی خودم
من: چرا ؟؟؟؟
اون : چون هر وقت من بخوام کاری رو انجام میده که میگم !! بدون اما و اگر